ترجمه ی شعری از اميلی ديکنسون

هفته ي پيش شعري از اميلي ديكنسون را با عنوان BUZZ»» نوشتم .

دو ترجمه از اين شعر را مي خوانيم :

ترجمه ي اول :

ترجمه ي سعيد سعيدپور از كتاب گزيده ي نامه ها و اشعار اميلي ديكنسون ، انتشارات مرواريد :

 

وز وز مگسي شنيدم – وقتي مي مردم –

سكون محض اتاق

چون سكون هوا بود

در ميان كوهه هاي توفان .

 

گرد بر گرد من چشم ها – خشكيده در حدقه ها –

و نفس ها حبس در سينه ها –

همه چشم در راه آن واپسين وهله

وقتي كه ملك را در اتاق ، گواه شوند .

 

يادگارهايم را به ارث نهادم –

هر پاره هستي ام را

به كسي وانهادم ،

آنگاه بود كه مگسي حايل شد

 

با وزوزي گنگ و لغزان و آبي

ميان من     و روشنايي –

آنگاه پنجره ها محو شدند ، و آنگاه

ديدم كه نمي بينم .

 

ترجمه ي دوم :

اين هم ترجمه ي خودم از اين شعر است :

 

مگس

 

صداي وزوزِ مگسي را شنيدم – آن هنگام كه مي مُردم –

آرامش ،  در اتاق

همچون خاموشيِ فضا بود –

در ميان هياهويِ توفان –

 

چشمان ، در اطراف من – چنان خشك كه گويي چلانده شده بودند –

و نفس ها ، در سينه ها حبس

براي آن واپسين لحظه – وقتي كه ملك

در اتاق ديده شود –

 

من يادگارهاي اَم را به ارث گذاشتم – و بخشيدم

هر پاره اي از وجودم را كه بخشيدني بود –

 

و سپس مگسي در آن ميان مداخله كرد –

با وزوزي نامعلوم ، لكنت بار و افسرده –

ميانِ روشنايي – و من –

و آن گاه پنجره ها محو شدند – و ديگر

ديدني ها را نتوانستم ديد .

 

براي هفته ي بعد ، شعر ديگري از اميلي ديكنسون مي نويسم . كساني كه مايلند مي توانند ترجمه هاي خود را به آدرس زير بفرستند :

ghazalbazy@yahoo.com

 

I can wade Grief –

Whole pools of it –

I'm used to that –

But the least push of Joy

Breaks up my feet –

And I tip – drunken –

Let no pebble – smile –

Twas the New Liquor –

That was all !

 

Power is only Pain –

Stranded , thro' Discipline

Till Weights – will hang –

Give Balm – to Giants –

And they 'll wilt , like men –

Give Himmaleh –

They'll carry – Him !

 

مليحه بهارلو

 

/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماندانا ابري

سلام ممنونم از زحماتتون و حتمن مي خونم و استفاده مي كنم شاد باشيد

پائيز

سلام ممنون بابت دعوت ... وقتی خوندم با دست پر بر می گردم ....

نيما سيفی مقدم

سلام سر افراز می کنيد اگه به ما پير جوونا سر بزنيد در ضمن لينکتونو هم ميذارم

فاطمه قائدی

سلام دوست خوبم انتخابهای خوبی داشتيد باز هم سر می زنم

طلوع

سلام خانم بهارلو ترجمه ی شما رو بيشتر دوست داشتم.به روز تربود. مرسی!

طلوع

پس قسمت طنز کجاست؟؟؟؟؟؟

رویا

تنها میتوان گفت که لذت بخش بود ممنون از انتخابتون