سيلويا پلت

سيلويا پلت  (Sylvia Plath)در 27 اكتبر 1932 در بوستون در ايالت ماساچوست به دنيا آمد. پدرش استاد زيست‌شناسي در دانشگاه بوستون بود. او يك هفته پس از تولد هشت سالگي پلت، در نوامبر 1940 بر اثر بيماري ديابت از دنيا رفت.

پلت از همان زمان به سرودن شعر روي آورد و اولين شعرش را در هشت سالگي چاپ كرد. او بسيار حساس و مستعد بود و در مدرسه دانش‌آموز نمونه بود. در سال 1950 از طريق جايزه‌ي تحصيلي وارد كالج اسميت شد و همچنان به سرودن شعر ادامه داد و موفق به كسب جوايز ادبي بسياري شد. هنگامي كه سال سوم دانشكده را به پايان مي‌برد، اقدام به خودكشي با قرص‌هاي خواب‌آور كرد. او بعدها اين تجربه را در يك رمان شرح حال با عنوان (بانگ ناقوس) (The Bell Jar) توصيف كرد كه يك ماه قبل از مرگ او با نام مستعار ويكتوريا لوكاس (Victoria Lucas) منتشر شد. پس از يك دوره‌ي بهبود، شامل شوك الكتريكي و روان‌درماني، پلت موفقيت‌هاي خود را در ادبيات و دانشگاه از سر گرفت. او در سال 1955 از كالج اسميت فارغ‌التحصيل شد و جايزه‌ي تحصيلي (فولبرايت) (Fulbright) را گرفت و به دانشگاه كمبريج انگلستان راه يافت. در 1956 با شاعر انگليسي، تد هيوز (Ted Hughes)در يك مهماني در دانشگاه، آشنا شد و ازدواج كرد. در سال 1957 پلت و هيوز به آمريكا برگشتند و پلت به‌عنوان استاد ادبيات در كالج اسميت تدريس كرد و پس از مدتي كارمند يك شركت در بوستون بود. سپس در 1959 دوباره به انگلستان برگشتند. يك سال بعد، اولين فرزندشان به‌ دنيا آمد و در همان سال، اولين مجموعه از اشعارش با عنوان (عظيم‌الجثه) (Colossus) در انگلستان منتشر شد. دو سال بعد، دومين فرزندشان هم به دنيا آمد، ولي در آن سال، هيوز به‌خاطر زن ديگري – آسيا گاتمن وويل (Assia Gutmann Wevill)، همسر شاعر كانادايي ديويد وويل – او را ترك كرد و پس از آن پلت زندگي بسيار سختي را همراه با فقر و بيماري گذراند و اين تنگدستي، او را مجبور به نوشتن اشعار بيشتري مي‌كرد.

سرانجام او در 11 فوريه‌ي 1963 در سن 31 سالگي با گاز خودكشي كرد. مدتي پس از خودكشي او، آسيا وويل – زني كه هيوز به خاطر او پلت را ترك كرد – هم خودش را به همان شيوه، با گاز خانگي كشت.

هواداران سيلويا پلت، پس از مرگ او، تد هيوز را متهم كردند و او را در خودكشي پلت مقصر دانستند. سنگ قبر پلت بارها توسط طرفدارانش كه مي خواهند نام هيوز را از روي آن بتراشند، خراب شده است.

دو سال پس از مرگ پلت، دومين مجموعه‌ي اشعارش با عنوان (اريل) (Ariel) منتشر شد و سپس در سال 1971 مجموعه‌هاي (گذر از آب) (Crossing the Water) و (درخت‌هاي زمستان) (Winter Trees) به چاپ رسيدند. در سال 1981 به خاطر كتاب (Collected Poems) كه به همت تد هيوز انتشار يافت، جايزه‌ي ادبي پوليتزر (Pulitzer) را دريافت كرد.

 

يكي از شعرهاي سيلويا پلت را براي ترجمه انتخاب كرده‌ام. كساني كه مايلند، ترجمه‌هاي خود را به آدرس زير بفرستند:

ghazalbazy@yahoo.com

 

(( Mad Girl's Love Song ))

 

" I shut my eyes and all the world drops dead ;

I lift my lids and all is born again .

( I think I made you up inside my head.)

 

The stars go waltzing out in blue and red ,

And arbitrary blackness gallops in:

I shut my eyes and all the world drops dead.

 

I dreamed that you bewitched me into bed

And sung me moon – struck, kissed me quite insane.

( I think I made you up inside my head.)

 

God topples from the sky, hell's fires fade:

Exit seraphim and Satan's men:

I shut my eyes and all the world drops dead.

 

I fancied you'd return the way you said,

But I grow old I forget your name.

( I think I made you up inside my head.)

 

I should have loved a thunderbird instead;

At least when spring comes they roar back again.

I shut my eyes and all the world drops dead.

( I think I made you up inside my head.) "

 

/ 5 نظر / 15 بازدید
شعيب

سلام... وبلاگ قشنگی داری... به من هم يه سر بزن... اگه خواستی با تبادل لينک هم موافقم!

آتوسا

سلام خانم بهارلو سيلويا پلات گزينش زيبا و به جايی بود . معرفی شما هم مفيد و با ارزش موفق باشيد

I STUDIED ENGLISH LITERATURE AND SO..I ENJOYED THE TEXT AND POEM .THANK U SO MUCH COME AND SEE MY WEBLOG I WILL BE GREATFULL

آزاده بشارتی

ملحيه عزيز هميشه به تو هم سر ميزنم و استفاده می کنم... موفق باشی...

زهرا

گر تنهاترین تنها ها شوم، باز خدا هست ، او جانشین همه نداشتن هاست .نفرین و آفرین ها بی ثمر است .اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان، هول و کینه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی .ای پناهگاه ابدی ! تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی [گل]« دکتر علی شریعتی »[گل]