صحنه پردازي در داستان.

{ اين مبحث توی کارگاه داستان پنج شنبه های فرهنگسرای بانو گفته شده. برای شرکت در کارگاه ها به آدرس زیر مراجعه کنید :

www.majazbe.persianblog.ir

{

-    صحنه در نمايش به معناي تزئينات قابل رويت صحنه نمايش است. اما در داستان به معناي مکان و زمان و محيطي است که عمل داستاني در آن اتفاق مي افتد.

-    به طور ناخودآگاه زمان حال و مکان شهر يا کشور نويسنده محسوب ميشود. مگر اينکه با نشانه ها به طور مستقيم يا غير مستقيم به شهر اشاره شود. مثل برج ايفل در پاريس، سي و سه پل در اصفهان، ميدان آزادي در تهران و...

-    صحنه ميتواند به معنا و مفهوم خاصي به کار رود. مثل کارکردي که در داستان هاي سوررئال، شگرف و نمادگرا ميتواند داشته باشد.

-         صحنه به حقيقت مانندي يا راست انگاري داستان کمک ميکند.

-         وظيفه پرداخت صحنه با راوي است و راوي است که با زاويه ديدش صحنه را توصيف ميکند.

وظايف صحنه :

1.   محلي براي زندگي شخصيت ها و وقايع داستان. داستان بايد در زمان و مکان معيني اتفاق بيفتد. تا بتوان توجيهي براي رفتار شخصيت ها پيدا کرد. مثل داستان داش آکل هدايت که محيط لاتي داستان توجيهي براي رفتار شخصيت ها است. مثال خوبي براي معين بودن زمان و مکان در داستان، مسخ کافکا است. کافکا در مسخ تمام اتاقها، زاويه ها و سوراخ موشهاي خانه را توصيف ميکند. البته در طول داستان.

2.   ايجاد فضا و رنگ يا حال و هواي داستان : صحنه ميتواند به داستان حال و هواي شاد، غمگين، پوچ، خفقان آور و ... بدهد به طوريکه خواننده به محض ورود به داستان آن را حس کند. حال و هواي خفقان آور مثل داستان بوف کور، فانتزي در داستانهاي فانتزي، عاشقانه مثل بربادرفته مارگارت ميچل و ...

3.   ميتواند بر نيتجه داستان تأثير بگذارد. مثل داستان گيله مرد که فضاي عصبي کننده بر شخصيت ها تأثير ميگذارد و باعث ميشود يکيشان ديگري را بکشد. يا فضاي پر از شکي که باعث شده راوي در بوف کور همسرش يا همان زن اثيري خودش را کور کند و بکشد. يا فيلم عروس آتش که محيط عشيره اي حاکم بر داستان باعث خودکشي زن و مردي که عاشق هم هستند ميشود.

اجزاي صحنه :

1.      محل جغرافيايي داستان

2.      کار و حرفه شخصيت ها و راه و روش زندگيشان

3.      زمان، فصل و دوره داستان.

4.   محيط کلي و عمومي شخصيت ها: پس زمينه محيطي که داستان در آن اتفاق ميافتد. مثل محيط مذهبي، فرهنگي، مقتضيات فکري، خلقي، عاطفي. ميتواند پس زمينه يک کشور، يک خانواده و يا يک قوم و عشيره باشد. مثل فيلم عروس آتش  که اشاره شد.  

چند نکته ديگر :

1. توصيف صحنه در داستان مدرن جزئي از عناصر داستان شده و نبايد به گونه اي باشد که با

حذف آن در داستان هيچ اتفاقي نيفتد.

2. از وسط صحنه شروع کند. يعني خواننده را به وسط داستان پرت کنيد تا با صحنه خو بگيرد.

3. ميتوانيد از شوک هم استفاده کنيد. اما تعداد شوک ها بايد کم باشد تا از تأثيرش در داستان کم نشود.

4. معمولاً داستان کوتاه در يک صحنه اتفاق مي افتد. و توصيه ميشود از تعدد صحنه در داستان کوتاه استفاده نشود.

5. توصيفات تکراري در داستان نداشته باشيد. يک بار توصيف براي خواننده بس است. خواننده آن را در ذهنش نگه ميدارد. در داستان هاي حلقوي هم فقط اشاره به صحنه اي که قبلاً توصيف شده ميتوان حلقوي بودن داستان را ايجاد کرد.

تکنيک هاي نقل  و  انتقال صحنه ها :

1-          قطع کردن و فصل دادن. که راحت ترين و پر کاربردترين تکنيک است.

2-    احساسي : يک احساس از صحنه اول تا صحنه بعدي ادامه داشته باشد. به مثال زير دقت کنيد : انگار کابوس ديده باشد. شماره پليس را گرفت. مغزش کرخت شده بود. / وقتي افسر پليس رسيد هنوز مغزش کرخت بود.

3-          اشيا : يک شي از صحنه اول تا صحنه دوم مورد استفاده باشد.

4-    شرايط جوي : شرايط جوي از صحنه اول تا صحنه دوم بر شخصيت ها تأثير گذاشته باشد. مثل باراني که شخصي را خيس ميکند و يا گرمايي که کلافه شان ميکند.

5-    اشاره به زمان : در انتهاي زمان اول و ابتداي صحنه دوم به زمان اشاره شود و يا کلاً در ابتداي صحنه دوم به گذشت زمان با ساعت اشاره کرد. مثل نيم ساعت بعد و ...

6-           اسم شخصيت ها : با اسم يک شخصيت از صحنه اول به صحنه دوم برويم.

 

موفق باشيد. به علت کمي وقت معرفي کتاب نداشتيم. L

شرايط کارگاه همين بغل نوشته شده اما فقط تا پايان شهريور.

تعاريف :

/ 1 نظر / 13 بازدید
م.يعقوبی

سلام. اگه شما هم مثل ما از گند جدیدی که خانم ( ؟ ) ترانه مکرم زده شرمنده و متاسف هستید یه سری به وبلاگ من بزنید و نشون بدین که نسبت به توهینایی که بهتون می شه بی تفاوت نیستین...!!!