لحن

لحن :

{ اين مبحث روي وبلاگ کارگاه داستان هم قابل دسترسي است و مي توانيد از آنجا هم آنرا به همراه مطالب خوب ادبي ديگر دنبال کنيد. مطالب ديگر آن وبلاگ خوب و قابل اعتنا است... }

بحث را مثل هميشه تکه تکه ميکنم تا مثل يک کتاب درسي بشود!!

-         تعريف لحن : شيوه پرداخت يا زاويه ديد نويسنده نسبت به اثر و موضوع داستانش است.

-         Mood: شيوه پرداخت خواننده نسبت به اثر

-    لحن ميتواند، خنده دار، گريه دار، طنز، بي تفاوت و ... باشد. لحن طنز مثل تريسترام شندي اثر لارنس استرن. لحن بي تفاوت مانند بيگانه از آلبرکامو. لحن پوچ هم مانند بوف کور اثر هدايت

-         لحن بايد با تم داستان هماهنگي داشته باشد. مگر در يک مورد که لحن جدي براي اثر طنز انتخاب ميشود.

-    لحن بايد ثابت و استوار باشد و تا آخر داستان همانگونه که در ابتدا بوده بماند. همچنين لحن بايد با بقيه عناصر داستان هماهنگ باشد. به طوريکه در بوف کور همه شخصيت ها شبيه هم ميشوند. همه چيز به همه چيز شبيه ميشود. و همه چيز حالت پوچ لحن را به خود ميگيرد. يا اثري مثل شاهنامه که تمام عناصر روائي به صورت حماسي و خرق عادت درمي آيد.

-    لحن فرديت شخصيت ها را نشان ميدهد. مثلاً لحن محاوره اي ميتواند کودک بودن شخصيت، لحن ابتدائي و پر از غلط املائي نشان از بيسوادي و لحن فاخر نشان از حماسه اي بودن داستان بدهد.

-    لحن بايد با عصر داستان هماهنگ باشد. هر عصر لحن خاص خودش را طلب ميکند. لحن فاخر فردوسي، لحن کلامي حافظ و سعدي، لحن کوچه بازاري هدايت همه براي عصر خودشان زيبائي دارند. هيچ کس انتظار ندارد داستاني که در اين عصر نوشته ميشود مثل هدايت، سعدي، فردوسي يا کسي ديگر باشد. درمورد لحن دو تا استثناء در ادبيات فارسي هست و آنها هم شهريار مندني پور و ابوتراب خسروي است. اين دو اعتقاد دارند اگر انحطاطي که قبل از دوران مشروطه در ادبيات ما بوجود آمد، اتفاق نمي افتاد و ما مجبور به وارد کردن رمان از غرب نبوديم لحن داستاني هميني ميشد که ما الان داريم ارائه ميدهيم.

-         لحن متن را از سکوت در مي آورد. و باعث ميشود داستان از يک بعدي بودن در بيايد.

-         شگردهاي ايجاد لحن در خدمت وانمود سازي حضور صداي راوي است و يکي از نتايجش باورپذيري داستان است.

-    لحن سازي اشتباه. آوردن صفت و قيد اضافي نه تنها لحني نميسازد بلکه به لحن ضربه ميزند. صفت و قيدهائي مثل اينها : زن سرزنشگر گفت، بي ريا خنديد، با اندوه گفت، با درد راه ميرفت. و ...

-         ابزار لحن :

1.   تجسمات و صحنه پردازي : انتخاب فصل، انتخاب زمان در روز، وضع آب و هوا و ... که معمولاً مربوط به فضا است. اگر بخواهيم فضا را مجزا از لحن بگيريم ( که بايد بگيريم) اين کارها به فضاسازي کمک ميکند.

2.   کنايه ها و استعاره ها : لحن کارکرد کلمات را عوض ميکند و باعث ميشود يک جمله عادي معناي کنايه و استعاره پيدا ميکند.

3.   انتخاب کلمات و حروف خاص (واج آرائي) : واج آرائي کلمات. مثل حرف س که معناي سردي و سياهي را القا ميکند. حرف ه و ح که احساس راحتي را القا ميکند. و حرف D در انگليسي که آلن پو در داستان گرداب براي ايجاد حالت ترس و وحشت استفاده کرده.

4.   تکرار عمدي کلمات و عبارت : که براي تاکيد بر فضاي داستان استفاده ميشود. مثل تکرار ترانه گزمه ها در بوف کور که حس خفقان را ايجاد ميکند.

5.   ساختار جمله بندي : مثل آوردن فعل در ابتداي جمله که به فعل سرعت ميدهد. زياد کردن افعال معمولاً به سرعت انتقال اطلاعات داستان کمک ميکند. و کم کردن فعل از سرعت آن کم ميکند.

در کارگاه اين هفته کاربرد لحن خيلي بالا رفته بود و دوستان سعي ميکردند در جملاتي که ميگويند لحن سازي کنند و کارهاي عجيب و غريب اينطوري که باعث يادگيري کامل لحن شد.

/ 2 نظر / 17 بازدید
سید مهدی موسوی

با رفع پاره مشکلات روحی و کاری و... امیدوارم از این هفته بیشتر در خدمت کانون ادبی باشم

علي

سلام مصطفی جان از اينکه شما و دوستانتان وبلاگی به اين جالبی رو راه اندازی کرديد متشکرم بازم بهتون سر می زنم شما و تمام دوستانتون رو به بازديد از وبلاگ خودم تحت عنوان پيش بينی زمين لرزه دعوت می کنم موفق و پيروز باشيد منتظرتون می مونم