آمده ام که سر نهم

درودی دوباره به دوستان عزیز

ضمن عرض احترام میلاد با سعادت امام هشتم علی ابن موسی الرضا (ع) رو به شما و تمامی شیعیان تبریک عرض میکنم

و اما امروز :

فکر میکنم اگه مصرع اول شعر منتخب امروز رو بخونید تا آخر میتونید ادامه اش رو با خودتون زمزمه کنید چراکه تقریبا همه با اشعار بسیار زیبا و ارزشمند مولانا آشنایی دارند 

از مولانا سخنی به میان نیاوردن دور از انصافه / این شعر بهانه ای برای یادبود مولانا 

شعری از :

مــــــــــــــــــــــولانا


آمده​ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم


آمده​ام چو عقل و جان از همه دیده​ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم


آمده که ره زنم بر سر گنج شه زنم
آمده​ام که زر برم زر نبرم خبر برم


گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم


اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم


آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم


گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم


آنکه ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
وانکه ز جوی حسن او آب سوی جگر برم


در هوس خیال او همچو خیال گشته​ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم


این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمی​خوری پیش کسی دگر برم

  باتشکر

فرزانه.عنایتی

/ 5 نظر / 19 بازدید
مثل همیشه

چقدر زندگی موج می زنه تو این روزهای وبلاگ ادبی... دست مریزاد خانم عنایتی

آتنا

سلام از حضور شما در جام صبوحی متشکرم انتخاب این غزل مولانا خوش ذوقی مدیر محترم بود.موفق و منصور باشید همواره.

بهرام مژدهی

سلام ممنون از حضور گرمتان و دعوت با افتخار در اولین فرصت لینک خواهید شد...

محمد(دل نامه)

سلام، مولانا خواندن همیشه لذتبخشه، چندوقتی نمیتونستم باشم فرصتی پیش اومد با مطلب جدیدی در خدمت دوستان باشم، [گل]

عليرضا

آمده ام که سر برم ز گفته های نغز خود! خرج کنم به وسعت تمام حجم مغز خود ! فرزانه ی عزیز من ؛ نیشکر و مویزمن ! آمده ام که بشمرم تمام پول و ارز خود ؟!! ... اینهمه را جواب آن سکوت پایدار تو ... آن که نخواند شعر من مانده به حدً و مرز خود !