مکانیک شعر وشعر مکانیکی

* قبل از تحریر :

شاعر ارجمند، دوست گرامی و عزیز همه ی اهل ادب، جناب سید محمد امین جعفری حسینی، این روزها در غم فقدان دو عزیز، نخست سرو کهنسال خاندانشان- پدر بزرگش- و دیگری نهال نورسته باغ امیدشان- برادر جوانش- به سوگ نشسته است. از طرف خویش و همه دوستان برای او و خانواده اش صبر می طلبم و برای آن رفتگان رحمت واسعه ی الهی .

* مکانیک شعر وشعر مکانیکی

در واپسین دهه ی 70، بحثی قدیمی، یکبار دیگر و با واژگانی تازه، جای خویش را مجدداً میان اهل نظر و صاحبان تفکر ادبی باز کرد و آن بحث جوششی و یا کوششی بودن شعر بود. اینکه آیا واقعاً شعر جوششی است یا کوششی؟ و اگر آمیزه ای از این دو هست آیا می توان سهم عددی هر یک را مشخص کرد؟

درمیان جریان های نوپایی از قبیل برخی طرفداران گونه هایی که به عنوان شعرهای دهه هفتاد نام آور و نامور شدند برخی کوشیدند که اثبات کنند شعر می تواند غیر جوششی و مبتنی بر کوشش باشد. توضیح اینکه در سنت ادبی جهان و سنت ادبی ما، بر جوشش تکیه فراوانی شده بود تا آنجا که بیت اول را در اشعار، هدیه خدایگان و الهامی از ماورا می دانستند، به همین دلیل است که حتا در آرایه های ادبی ما، صنعتی تحت عنوان حسن مطلع شکل گرفته بود که به نحوی به همین مسأله تأکید داشت چرا که کسی مطلع زیباتری می آفریند که بیشتر از هدیه خدایگان بهره مند شود و بالطبع قوت و قدرتش در شاعری بیشتر بود چرا که به سرچشمه های جوشش و الهام دسترسی بیشتری داشت.

از سوی دیگر تشبیه شاعران به انبیاء نیز ریشه در چنین تفکری داشت تا آنجا که

 

                پیش و پسی بست صف کبریا         پس شعرا آمد و پیش انبیاء

که به نظر می رسد نقطه مشترک نبی و شاعر، دسترسی به منبع الهام باشد که برای انبیاء در قالب وحی الهی و اتصال به سرچشمه های بیکران خداوندی رخ می نمایاند و برای شاعران، لمحه ای یا انعکاسی یا گوشه ای از آن است که در قالب الهام شاعرانه، شاعر را از دیگران متمایز می کند.

با این اوصاف در میان پیشینیان، جوشش جوهره ی شعر و شاعری بوده و از این رو شعر را غیر قابل تعلیم می دانند اما در میان شاعران مدرن و آنانی که خود را پسامدرن می خوانند در جامعه ما، این باور را اندک اندک شکل گرفته که می توان نگاهی مکانیکی به شعر داشت و آن را ذره ذره ساخت. کار بدانجا رسید که اعلام شد می توان بر اساس تئوری شعر نوشت. من اگر چه معتقدم کوشش نقشی مهم در شعر دارد و به هیچ وجه نمی توان شعر را تنها و تنها محصول الهام و غریزه شاعر دانست اما گمان می کنم شعر گفتن مثل آشپزی نیست که بر اساس یک دستورالعمل، بتوان دستپخت شاعر را مزه مزه کرد. و واقعاً        نمی توان توقع داشت که شعر مکانیکی و گفته شده، بر اساس تئوری کار چندان قابل توجهی از آب در بیاید. یعنی حتا اگر هم گفته شود، به تدریج این نوع شعر، تبدیل به کپی ها و رونوشت هایی از یکدیگر می شود چرا که ذات شعر، ابهام است و کشف هایی که خواننده را در فرایند شعر دخیل می کند و اگر از روی تئوری و به صورت مکانیکی شعر نوشته شود، در اندک زمانی شگردهای کار لو رفته و خواننده لذتی از کار نخواهد برد.

/ 2 نظر / 16 بازدید
K.2.H.S

_________@@@@@@@@ ________@@@________@@_____@@@@@@@ ________@@___________@@__@@@______@@ ________@@____________@@@__________@@ __________@@________________________@@ ____@@@@@@______@@@@@___________@@ __@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@ __@@____________@@@@@@@@@_______@@ _@@____________@@@@@@@@@@_____@@ _@@____________@@@@@@@@@___@@@ _@@@___________@@@@@@@______@@ __@@@@__________@@@@@________@@ ____@@@@@@_______________________@@ _________@@_________________________@@ ________@@___________@@___________@@ ________@@@________@@@@@@@@@@@ _________@@@_____@@@_@@@@@@@ __________@@@@@@@ ___________@@@@@_@ سلاااامی گرم ! وبلاگ کماندوهای هتل سعدی ۲ ساله می شود ! شما هم تو تولدش دعوتید ! خوش حال می شیم از طزیق کامنت ببینیمت

محمد مهدي يارجانلي

سلام وبلاگ خوبی داری که البته مطمئنم بهتر هم می شود شما را به چشمان ناچار دعوت می کنم